تبليغاتX
همیشه سبز
هر آنچه
ساده نوشتن از ذهنها و تفکرات سالم بر می آید

همه آنچه که امروزه در این شبگه گسترده وجود دارد مثل همه آنچه که در دنیای واقعی وجود دارد داردای ۲ رو است

از انسانیت ما به دور است به آنچه که به هم کمک نمی کند دلخوش کنیم

خواستار کمک در زمینه های علمی- ادبی - علوم اجتماعی- فرهنگی -نوآوری - هم فکری -معرفتی و.....ام

بدون کلک راهنمایی ام کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 18:27  توسط بیدار  | 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 2:23  توسط بیدار  | 

دوست دارم بهونه است

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 0:47  توسط بیدار  | 

نمی دانم چرا اما میدانم که شده ام

آره شده ام

 یک بی خیال بی خیال از بودن و شدن و خواستن

بی خیال از دنیای آبی احساس و گل های قشنگ مهتاب

اما چگونه دوباره میشود نمی دانم

نه نه نگو با توکل و با ....

دلم پر است از شعارهای عقیده ای و نگاه +

به دنبال یه چیز تازه ترو نو تر به دنبال یه راه حل سبز تر

چگونه ؟ بازم نمی دونم؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 0:18  توسط بیدار  | 

زنان خیابانی (روسپی ها )

 

 بحث زنان خیابانی یا اصطلاحاً روسپی، بحثی‌ست متعلق به تمام جوامع بشری که از دیرباز مورد توجه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، مددکاران و فعالان حوزه‌ي اجتماعی بوده است. زنانی که اگرچه بار منفی معنایی را با خود حمل می‌کنند اما درواقع قربانیان سیستم‌های سرمایه‌داری و جوامع مردسالارند. قربانیانی که هم منفور هم‌جنسانشان هستند و هم بسته به موقعیت زمانی، مکانی و وجهه‌ي اجتماعی، منفور يا مقبول جنس مخالف خود. اما نکته‌ي قابل توجه این است که این زنان به چه گروهی از جامعه تعلق دارند و اساساً ریشه‌ي برگزیدن چنین راهی به‌عنوان منبع درآمد در چیست؟

 

یقیناً افراد زیادی شب‌هنگام، از خیابان‌های شهر گذشته و بسیاری از بردگان جنسی را دیده‌اند که با آرایش‌های غلیظ و پوششی خاص به انتظار مشتریان خود هستند. عده‌ای با افسوس سر تکان داده و رد می‌شوند و بعضی دیگر هم لبخندزنان و با نگاهی شهوانی به جرگه‌ي مشتریان می‌پیوندند. این زنانِ در ظاهر خندان و طناز و پرعشوه، چنان می‌نمایند كه از کار خود نهایت لذت را برده و فساد در خون آن‌ها جاری‌ست. اما در حقیقت، اغلب روسپیان افرادی هستند که تنها به‌دلیل نابرابری اقتصادی یا استثمار و خشونت در جامعه‌ي بیمارشان قربانی شده‌اند. در این میان نیز شايد زنانی باشند که به‌علت میل شهوانی بالا و به‌جهت ارضای غریزه‌ي جنسی تن به این کار می‌دهند و البته درصد ناچیزی از زنان خیابانی را شامل می‌شوند.

اما سؤال دیگر این است که آیا تجارت تن فقط یک سو دارد؟ آیا به‌قول سیمون دوبوار، بازار عرضه‌ي زنان، تقاضایی ندارد؟ و متقاضیان، آن قطب دیگر جامعه، یعنی مردان نیستند؟ بارها و بارها شاهد بوده‌ایم که زنان بسیاری را به جرم روسپی‌گری به ضربات شلاق، زندان و گاهی اعدام محکوم کرده‌اند ولی در این میان از مردان قصه‌ي زندگی مجرمان خبری نبوده. درحقیقت در جامعه‌ي ما که صحبت از مسايل جنسی تابو است، این تابو همیشه یک متهم داشته که آن‌هم زن است. چون مطابق با آن‌چه از سنت و فرهنگمان برمی‌آید، زن است که باید هم خود را از نظرها مخفی کند و هم چنان رفتار کند که شهوت مرد را برنینگيزد و هم اگر برانگیخت تاوانش را بدهد. زن است که می‌تواند اُم‌الفساد باشد، مرد هیچ سهمی در فساد ندارد و تنها از غریزه پیروی کرده است

 

به‌هرحال همیشه میزان عرضه را با تقاضا می‌سنجند.
روسپی ها از کم‌ترین حقوق انسانی و شهروندی برخوردارند و در حقیقیت مردگانی هستند به‌ظاهر زنده که در معرض ضرب و شتم، تجاوز و بیماری‌های مقاربتی و هزاران آسیب دیگر قرار دارند. از دید مشتریان، زنانِ روسپی، بردگانی هستند که در مقابل مبلغی که می‌گیرند، در زمان مقرر هیچ‌نوع حق و حقوق انسانی ندارند و باید به تمام خواسته‌های فرد متقاضی پاسخ مثبت بدهند. در کشور ما روسپیان حتی خود را در استفاده از وسایل جلوگیری محق نمی‌دانند و اطلاع کافی هم از انواع بیماری‌های آمیزشی یا راه‌های انتقال آن‌ها ندارند. این افراد به‌طور ناخواسته یا به‌دلیل فقر یا تجاوزات جنسی از سوی افراد غریبه، افراد فامیل، صاحبان کار، دوست پسر یا به‌دلیل خشونت‌های خانگی مثل ضرب‌وشتم یا تجاوزات همسر، اعتیاد اعضای خانواده و منبع درآمد بودن برای امرار معاش، سخت‌گیری‌های متعصبانه‌ي برخي خانواده‌های سنتی و فرار به شهرهای بزرگ برای اندکی آزادی و هزاران دلیل دیگر به چنین کاری روی آورده‌اند.

 

فحشا، سمبل تحقیر زن به دست مرد است حال آن‌که ایران در سراسر دنیا مدعی مردم‌سالاری و برابری‌ست. در سیستم مردم‌مداری، عدالت اقتصادی شرط اساسی‌ست و هرکس به حد توان و استعداد خود، فرصت برابر برای پیشرفت و ترقی دارد. بنابراین زنان هم که بخش اعظم این جامعه را تشکیل می‌دهند، باید برای تحقق توانايی‌هایشان فرصت‌های برابر با مردان و حتی سایر هم‌جنسان خود داشته باشند. جامعه‌ي مدنی نیاز به تاسیس مکان‌هایی با عناوین تقدیس شده برای زیر سؤال بردن معیارهای انسانی ندارد بلکه راه‌کار، در ایجاد همان فرصت‌های برابر و عدالت اجتماعی‌ست. این جامعه نیاز دارد تا با اصلاح قوانین اساسی، حقوق انسانی و شهروندی زنانش را به آن‌ها بازگرداند و امنیت را در خانه، خیابان و محل کار برایشان فراهم کند. دستمزدهای عادلانه و برابر با توانايی زن به او بدهد. امکاناتی را ایجاد کند تا تحصیلات دانشگاهی سهل‌تر و رسیدن به پست‌های شغلی مقدور شود. زنان ما باید لزوم استقلال مالی را بیاموزند، تا در مواقع بحرانی مستأصل نمانند. این جامعه نیاز دارد مراکزی را تاسیس کند که زنان آسیب‌دیده و قربانی خشونت به آن‌ها پناه آورده تا بر اثر چنین مسايلی از شهر و خانه‌ي خود گریزان نشوند و قربانی نوع دیگری از خشونت نگردند و تحت‌نظر متخصصین به راه‌حل‌های منطقی و اصولی دست‌یابند. این جامعه نیاز دارد کودکان و نوجوانانش را با روش‌های تخصصی نسبت به مسايل جنسی آگاه کند تا با درک تفاوت رابطه‌ي سالم و ناسالم، از سر ناآگاهی قربانی خشونت‌های جنسی قرار نگیرند. خانواده‌ها را نسبت به تغییرات روز آگاه کند و روش‌های درست برخورد با نسل جوان را با برگزاری کارگاه‌های رایگان و ارايه‌ي بروشورهای آموزشی به پدران و مادران آموزش دهد. با نظارت بر عملکرد صداوسیما، فرهنگ چندهمسری و پدرسالاری را به فرهنگ انسان‌مداری و عدالت و برابری تبدیل کند. این جامعه نیاز دارد تا برای ریشه‌کن کردن مسأله‌ي فحشا، بسترسازی فرهنگی داشته باشد.
کلام آخر آن‌که؛ تاسیس مکان‌هایی برای رسمیت‌بخشیدن به روسپی‌گری نه از سر دوراندیشی و اصلاح، که دادن امتیاز دیگری‌ست به مردان جامعه‌ي مردسالار ایرانی، امتیازی که زنان بیش‌تری را قربانی خواهد کرد، چه زنانی که خود در معرض کاستی‌ها و خشونت‌های اجتماعی هستند و چه آنان که شوهرانشان متقاضی این بازارند.(نشریه نامه شماره۴۷ )

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 2:11  توسط بیدار  | 

نام کتاب: چهل نامه کوتاه به همسرم   

  نویسنده : نادر ابراهیمی

چاپ اول :1368 چاپ دهم:1383

نامه هفدهم

عزیزمن!

      گهگاه ، درلحظه های پریشان حالی ، می اندیشم که چه چیز ممکن است عشق را به کینه ، دوست داشتن را به بیزاری و محبت را به نفرت تبدیل کند....

     راستش اگر پای شخصیتهای داستانهایم در میان باشد، امکاناتی برای چنین تبدیل های مصیبت باری به ذهنم می آید – گرچه هنوز ، هیچ یک از آنها را رغبت نکرده ام که باور کنم و به کار بگیرم - ....

    اما، زمانی که این پرسش ، مستقیماً ، در باب رابطه ی من و تو به میان بیاید ، اطمینان خدشه ناپذیری دارم به اینکه هرگز چنین واقعه ی منهدم کننده یی پیش نخواهد آمد . هرگز. بارها و بارها اندیشیده ام : چه چیز ممکن است محبت مرا به تو حتی ، مختصری تقلیل بدهد ؟ چه چیز ممکن است؟

    نه ... به همه آن مسائلی که شاید به فکر تو هم رسیده باشد ، فکر کرده ام ؛ ولی واقعا قابل قبول نیست .

    اعتماد به نفسی به وسعت تمامی آسمان داشته باش ؛ چرا که اردات من به تو ارادتی مصرفی نیست و به وسعت تمامی آسمان است .

قول می دهم :

     در جهان ، قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند ؛ و این نشان می دهد که جهان ، با همه ی عظمتش ، در برابر قدرت عشق ، چقدر حقیر است  و نا توان .

ای عزیز !

         من نیز همچون تو در باب انهدام عشق ، داستانهای بسیار خوانده ام و شنیده ام ؛ اما گمان می کنم - یعنی اعتقاد دارم – که علت همه ی این ویرانی ها ی تأسف بار ، صرفاً سست بودن اساسِ بنا بوده است ، و بیش از این ، حتی حقیقی نبودن بنا ...

عزیزمن!

       امروز که بیش از همیشه عمرم ، خاک این وطن دردمندم  را عاشقم چیزی که کارم  همه از عاشقی به جنون و آوارگی بکشد ، بیش از همیشه آن جمله ی کوتاه که روزگاری در باره ی تو گفتم ، به دلم می نشیند و خالصانه بودنش را احساس میکنم :

« تو را همچون خاک می خواهم ، همسر من! » .

در عشق من به این سرزمین ، آیا هرگز امکان تقلیلی هست؟

    

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 3:38  توسط بیدار  | 

زنان خیابانی، ایدز را تجارت می کنند!



روسپیگری که هم اکنون به یک تجارت پرسود در دنیا تبدیل شده در واقع تهدیدی برای شیوع اپیدمی ایدز در کشورهای درحال توسعه ای است که فقر عامل اصلی تن فروشی در این کشورها بشمار می آید.
بررسی محققان نشان می دهد پدیده «تن فروشی» که هر روز تعداد بیشتری را به جمع قربانیان ویروس ایدز می افزاید یکی از عوامل اصلی شیوع این اپیدمی در در دو دهه گذشته محسوب می شود.
آمار ابتلای زنان در کشورهایی که روسپیگری در آنجا شیوع بیشتری دارد بسیار بالا است؛ به طور مثال کشور روسیه بزرگترین همه گیری را در منطقه خاورمیانه دارد و نسبت زنان دارای ویروس ایدز این کشور در سال 2003 به 38 درصد افزایش یافته است.
کارشناسان معتقدند فقر به عنوان مهترین عامل ایجاد این تجارت در دنیا است و آمارها نشان می دهد که بیش از 70 درصد افراد فقیر در دنیا را دختران و زنان تشکیل می دهند که عمده آنان درکشورهای درحال توسعه زندگی می کنند.
به طور نمونه گزارشی از کشور یمن نشان می دهد که 7 درصد افراد تن فروش آلوده به ایدز هستند، اما مطالعات دقیق تری نیاز است تا واقعیت ها درباره افراد خود فروش به ویژه موارد خیابانی و سهم بالقوه آنان در گسترش ایدز ابتدا بین خودشان و مشتریان آنها و سپس به همسران و کودکان مشتریان آنها ارزیابی شود ولی شکی وجود ندارد که زنان روسپی بزودی فاجعه ای بزرگ را به لحاظ مرگ و میر مبتلایان به ایدز به وجود خواهند آورد.
وضعیت فقر و نابرابری اقتصادی موجبات گسترش و اشاعه ایدز را فراهم می آورد و مناطق فقیر عمدتا متحمل خسارات این اپیدمی می شوند.
ازسال 2000 قریب به 95 درصد موارد ایدز درکشورهای درحال توسعه به وقوع پیوسته است و مهاجرت زنان جوان کشورهای درحال توسعه به منظور یافتن کار آنان را در معرض استثمار جنسی قرار می دهد و باعث عدم توازن بین تعداد زنان و مردان می شود و راه امکان انتقال ایدز از طریق افراد خود فروش را افزایش می دهد.
ایران نیز باوجود این که بنا بر آمار بدست آمده از مبتلایان به ایدز ، انتقال از طریق اعتیاد تزریقی درصدر قرار دارد اما برخی کارشناسان معتقدند ارتباط جنسی مهمترین راه انتقال است، ولی به دلایلی از قبیل در دسترس نبودن زنان روسپی در ایران و نگرش های مذهبی و فرهنگی شناسایی این افراد ممکن نبوده است.
کارشناسان شیوع پدیده تن فروشی را در ایران زاییده اقتصاد بیمار می دانند و معتقدند خطرجدی برای گسترش اپیدمی ایدز به شمار می رود.
با وجودی که بارها لزوم رسیدگی به وضعیت زنان خیابانی درکشور مورد تاکید قرارگرفته و جامعه شناسان بر اجرای روش علمی در کاهش این آسیب اجتماعی تاکیدداشته اند اما همچنان شاهد برخوردهای قهری با این زنان هستیم که نه تنها موجب از بین رفتن این پدیده نشده است بلکه پدیده روسپی را به یک تجارت پنهان تبدیل کرده که به مراتب موجب دشوارتر شدن وضعیت شناسایی و رفع معضل خواهد شد.
پدیده خودفروشی در ایران به دلایل گرایشات مذهبی و تعصبات متفاوت از تمام دنیا در ایران وجود دارد و تابو بودن پدیده موجب شده است تا هیچ آماری از تعداد این زن ها و یا وضعیت بهداشتی آنها به ویژه به لحاظ آلودگی به ویروس ایدز در دسترس نباشد.
بازهم بنابه این دلایل عموما این زنان روسپی از خدمات درمانی دور مانده و از مراجعه به مراکز بیماریهای رفتاری پرهیز جدی می کنند.
کارشناسان معتقدند ترس زنان خیابانی از برخوردهای قانونی موجب شده حتی درصورت احتمال وجود ویروس ایدز برای تشخیص و مشاوره مراجعه نکنند و عموما این زنان از دسترس سیستم درمانی خارج هستند.
به گفته این کارشناسان اغلب مشتریان زنان روسپی تمایلی به استفاده از ابزارهای پیشگیری ندارند و این تهدید دیگری برای افزایش شیوع ویروس ایدز خواهد بود.
معاون سلامت وزیربهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این زمینه می گوید: ایران به لحاط همسایگی باکشورهای جنوب خلیج فارس دروازه بازی برای ورود این بیماری محسوب می شود به ویژه این که کشورهای فوق دارای سیستم مراقبتی مناسبی نیستند.
"محمد اسماعیل اکبری"می افزاید: این بیماری حرکت هندسی دارد و اگر علمی به تغییر رفتار مردم کشور توجه نشود ، دچار شیوع اپیدمی ایدز در حد وسیع خواهیم شد.
به گفته معاون وزیر بهداشت ، کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل رواج تجارت سکس خطری جدی برای ایران محسوب می شوند و این تجارت بین المللی مراقبت از بیماری در داخل کشور را دچار مشکل کرده است.
وی ورود غیر قانونی و یا حتی قانونی روسپی ها به ایران را تهدید جدی دانست.
دکتر اکبری اظهارداشت:به استناد اطلاعات منتشر شده شیوع ایدز در کشورهای شمالی ایران نیر به دلیل پدیده روسپیگری بسیار بالاست و در مواردی به 700 درصد نیز می رسد.
وی تاکیدکرد:مراقبتی که در کشور ما وجود دارد در آن کشورها نیست و رفتارهای اجتماعی در این کشورها گونه خاصی دارد.
معاون وزیر بهداشت با بیان این که ارتباطات جنسی نامشروع در کشور رو به افزایش است،ادامه داد:به دلیل وضعیت خاص زنان خیابانی در ایران عدد و رقم خاصی از تعداد این زنان در دست نیست.
دکتر اکبری تصریح کرد:مثلا در کشور اوکراین زن خیابانی ثبت می شود ولی در کشور ما هیچ سیستم ثبتی برای زنان خیابانی و تحت پوشش قرار دادن آنها وجود ندارد.
وی با بیان این که بهترین راه حل مشکل فوق ازدواج مشروع است،افزود: درموارد ارتباطات جنسی نامشروع نیز برای جلوگیری از بروز مشکلات بهداشتی باید از وسایل پیشگیری استفاده کرد.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران دراین زمینه می گوید:دربسیاری از موارد زنان ناخواسته به تجارتی مجبور می شوند و با وجود این که از خطرات آن آگاهند ولی چاره ای جز ادامه آن نمی بینند.
"مصطفی اقلیما"می افزاید:عمده این افراد حتی با وجود این که می دانند یکی از راه های اصلی ابتلا به ایدز ارتباط جنسی با فرد آلوده است انکار می کنند که مستعد ابتلا به ویروس ایدز هستند.
به گفته وی،این افراد حتی زمانی نیز که در مشاوره های مددکاری اقرار به تن فروشی می کنند انتقال بیماری از طریق خود را به شدت انکار می کنند.
دکتراقلیما تاکید می کند:وضعیت روحی و روانی این زنان تن فروش که خود را عموما طرد شده اجتماع تصور می کنند،به گونه ای است که نگران آلودگی خود و به ویژه مشتریانشان به این بیماری نیستند.
وی تصریح می کند:زمانی که فردی تنها برای یک مبلغ محدود به طور مثال چند هزار تومان مجبور به تن فروشی می شود چه انتظاری از استفاده از وسایل پیشگیری از سوی وی وجود دارد.
به گفته این جامعه شناس اغلب زنان روسپی عنوان می کنند مردانی که با این زنان ارتباط برقرار می کنند اغلب تمایل به استفاده از وسایل پیشگیری ندارند.
رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران ادامه می دهد:زنان روسپی متولد اقتصاد بیمار هستند ولی همین اقتصاد با شیوع بیماری ایدز توسط این زنان ضعیف تر شده و وضعیت بدتری را برای عموم اجتماع ایجاد خواهد کرد.

 

 

منبع: خبرگزاری سینا

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 3:7  توسط بیدار  | 

برای تو پرواز ساده است امامن چه کنم

کاش تو بال نداشتی اما نه دلم نمی آید

برو برو

برو که من ماندگار تر از آنم که تو فکر میکنی

بودن من

نبودنی است که خود ساخته ام

پرواز را به من هم بیاموز  

میخواهم امید که کمکم کنی

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 2:33  توسط بیدار  | 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

ترا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای

در کوچه های آبی احساس

تورااز بین گل هایی که در تنهایی ا م رویید

                                با حسرت جدا کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 19:41  توسط بیدار  | 

با کدامین نگاه چهره میسازیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 2:17  توسط بیدار  |